تبليغاتX
یک نامه
ایرانی باش
 ناقوس جنگ

 

 

 ناقوس جنگ كه بلند مي شود، آغاز مي شود تناقض گويي ها، به ناگاه در يك روز خود را با اخبار گوناگون مواجه مي بيني، سردار جعفري از جدي گرفتن تهديدات مي گويد و وزير دفاع سخن از آمادگي نيروهاي مسلح مي گويد و هاشمي رفسنجاني نيز اسراييل را كوچكتر از آن مي بيند كه قصد تعرض به خاك ايران داشته باشد، ولي در اين ميان سخنان سردار باقرزاده بسي عجيب و شگرف و شايد مضحك مي نمايد، ايشان از آمادگي ايران براي حفر سيصد هزار قبر براي متجاوزان در استانهاي مرزي خبر مي دهد، گرچه اينجنين سخن گفتن بيشتر جنبه تبليغي و تقويت روحيه دارد، اما مي تواند پرده اي باشد بر ادراك مردماني كه هنوز جنگ را به سان جنگ هشت ساله مي پندارند، ولي در صورتي كه تعرضي در كار باشد، شكل و شمايلش شبيه جنگ تحميلي هشت ساله با صدام نخواهد بود، اين را همه آناني كه اندكي در امور تامل دارند، مي دانند، ولي گويا تاريخ چندان عبرت آموز نبوده و نيست و يا شايد خاصيت …

سعيد الصحاف را به ياد داريم، همو كه طنز مي گفت قبل حمله امريكا به عراق و شو اجرا مي كرد در برابر رسانه ها كه من آنم كه رستم بود پهلوان …                

 

به ياد داريم چند روز قبل آغاز جنگ عراق و روزهاي آغازين جنگ را در نوروز 82 كه كارشناسان نظامي مان در سيما مي نشستند و تحليل مي كردند كه عراق باتلاق آمريكاست و آمريكا در هور العظيم گرفتار خواهد آمد و جنگ پارتيزاني نيروهاي عراقي در شهر ها نيروهاي متجاوز را به فنا خواهد داد و …

همه حرف بود و شوي تلوزيوني، بغداد در 23 روز سقوط كرد و ديديم چه آمد بر سر نظام بعث …

سعيد الصحاف هم سوژه اي شد در عالم طنز و هم عبرتي براي …

از جنگ هاي امروزي و سر و شكل آن كم وبيش همه مطلعيم و اينكه نيروي انساني فلّه اي و انبوه و پياده نظام در آن كاره اي نيست و حرف اول و آخر را در آن فن آوري و اطلاعات مي زند …

قصد سياه نمايي ندارم ولي نمي دانم به سيستم موشكي خود مي باليم كه اسراييل را در تير رس دارد و فلان خواهد كرد و بهمان، و مگر خبر نداريم كه سيستم ضد موشكي دشمنانمان كه چنین است و چنان …

هر چه هست بر سر مردمان بي نوا خراب خواهد شد، فقر و بيماري و كشتار و نا امني و تخريب  و آوار و تحقير و مرگ و ناله و ….

جنگ كريه ترين حالت تعامل انسان است و زماني كه هوش ومنطق و فراست و مصلحت تخته مي شود، ناقوس جنگ بلند مي شود، و واي به حال ضعيفان كه اگر از آن هوش و مصلحت بيني نيز به دور باشند …

راستي، ديديم كه چگونه فر وريخت برج تبريد راكتور هسته اي كره شمالي در مقابل ديدگان جهان، كه آن برج نمادي بود از سالها سر سختي رهبران كره شمالي در برابر غرب …

 

نمي دانم تاكي اين همسايه هاي عرب و ترك و روس و صادر كنندگان نفت و دلالان و اسلحه سازان از نابساماني و سوژه جنگ بودن كشورمان جيب ها پر پول خواهند كرد و خود و ملت خود را قرين نعمت و رحمت خواهند كرد و ما ملت ايران را ….

عزيزي مي گفت، آنقدر كه نا آرامي ايران و عدم ثبات بين المللي آن به ويژه در جنگ هشت ساله به تركيه، امارات و ساير شيخ نشين ها و صادر كنندگان نفت و … خدمت كرد كه خود دولتها و مردمانشان آنقدر زحمت نكشيدند در آباداني كشورشان و رفاه خلق شان …

 

 

منبع

 

 

 

|+| نوشته شده توسط قلمدار در دوشنبه دهم تیر 1387  |
Balatarin
 بند تنبان
 

بوی تعفن و کثافت،بوی "مرداب هزار سال ساکن" را می‌دهد "بند تنبان" آقایان.این بو انگار دیگر شده جزیی از ذات سیستم حاکم و هر جا را هم که نگاه می‌کنی،آسمان به همین سیاهیست؛در بهارستانش،در دانشگاهش و در رکن امنیتش.در همین روزها که به جان جوانان افتاده‌اند برای نیم بند انگشت روسری عقب‌تر و چهارلاخ موی فشن و دیگر جایی برای تفتیش حوزه‌ی شخصی مردم باقی نگذاشته‌اند،در "اتاق خواب-کار"های مدیران ارزشی و انقلابی و ولایی هیچ پرده‌ای باقی نمی ماند...عصبانیت آدم اما این‌جا دیگر بدل به نفرت می‌شود که به اسم «امنیت اجتماعی»،اسلام و دین و صدها زهرمار دیگر هر روز طرحی نو در می‌اندازند و به خیابان‌ها می‌ریزند به جای آن که به لانه‌های "عفاف و فساد" آن‌چنانی هم سری بزنند.اگر مسوول این طرح‌ها اندازه‌ی یک انسان اولیه‌ی هم "شعور" داشت،تا به امروز دیگر باید می‌‌فهمید که امنیت روانی و اجتماعی ایران را پوشش زنان و مردان ایرانی بر هم نمی‌زند،آن‌چه اجتماع را نگران می‌کند،این کثافت‌کاری‌هایی است که مشتی فاسد در پناه قدرت انجام می‌دهند.امنیت اجتماعی ممکلت را نه جوانان که از قضا آن نسل بی‌جنبه‌ای به بازی گرفته که اختیار شکم و زیرشکمش را ندارد و تا در جایی به قدرت می‌رسد،می‌خواهد انتقام "شهوت فرو خورده‌ی دوران جوانی" را از نسل امروز ایران بگیرد...آن‌قدر درگیر جدال روزمره با "نسل ما" شده‌اید که آقایان به دور از چشم قانون و متولی قانون و پاسدار قانون برای "هر گهی خوردن"،آزاد و لاقیدند.باری؛فساد آرایش زنان ایرانی و شکل موی مردانش نیست،کمی بو بکشید،بوی تهوع‌آور آن را در جای دیگری استشمام می کنید؛جایی نه خیلی دور که در همان نزدیکی‌های خودتان...باید تاسف خورد،حتا بالاتر از تاسف دل سوزاند به حال این «پاسدار ارزش‌ها» که رگ غیرتش با دیدن چند تار مو باد می‌کند اما روشن نیست که چرا چشمانش همیشه بر روی انزال بکارت دختران ایرانی در اتاق‌های کار-خواب مدیران حکومتی بسته است!!؟...

 

منبع

 

|+| نوشته شده توسط قلمدار در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387  |
Balatarin
 قاضی , تجاوز , خودکشی
 

 

يك قاضي متهم به تجاوز جنسي در زندان خودكشي كرد .

این قاضي كه "فلاح" نام داشته و رئيس يكي از شعب اجراي احكام در دادگستري شهرستان ‏بيجار بوده است، چندي پيش در قزوين در حال تجاوز به يك پسربچه 13 ساله به همراه دو تن ديگر دستگير شده ‏بود.‏

وي كه علاوه بر "لواط"، به "شرب خمر" نيز متهم بوده است، چند روز پيش در زندان دست به خودكشي زد. اين ‏گزارش همچنين حاكي است كه مقامات دادگستري كردستان، خانواده و همكاران اين قاضي را به شدت تحت فشار ‏قرار داده‌اند تا از پخش اين خبر جلوگيري كنند.‏

‎اوج‌گيري رسوايي‌هاي جنسي‎

تازه ترين مورد از اين رسوايي‌ها، مربوط به تهديد يك دانشجو از سوي معاون دانشگاه زنجان براي وادار كردن ‏وي به رابطه جنسي بود كه در همين هفته فاش شد و در اعتراض به آن، هنوز‎ ‎دانشجويان اين دانشگاه در تحصن ‏و اعتصاب به سر مي‌برند. فرد متهم، معاون دانشجويي و فرهنگي اين دانشگاه بوده كه به گفته دانشجويان، پيش از ‏اين بارها دانشجويان را به خاطر عدم پايبندي به موازين شرعي در ارتباط دختر و پسر مورد بازخواست قرار داده ‏بود.‏

همين تناقض در موضوع فساد اخلاقي فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران نيز وجود داشت؛ و رسانه‌ها ‏نوشتند كه اين نيرو جوانان را به خاطر مو و لباسشان در خيابان مرد ضرب و شتم قرار مي‌دهد، در حالي كه ‏فرمانده‌اش به روابط غير اخلاقي غيرمتعارفي متهم است. با اين حال يك روز پيش از انتشار فيلم رسوايي معاون ‏دانشگاه زنجان در اينترنت، اعلام شد كه فرمانده متهم به فساد اخلاقي "به علت كافي نبودن مدارك" آزاد شده ‏است!‏

علاوه بر اين دو مورد، در هفته‌هاي اخيردو نماينده مجلس نيز به اتهام فساد اخلاقي بازداشت شده‌اند كه به گفته ‏مقامات قضايي، يكي از آنها هنوز در زندان است. همچنين يك مقام قضايي دو روز پيش از احتمال بازداشت تعداد ‏بيشتري از نمايندگان خبر داد، اما به اتهامات آنها اشاره نكرد.‏

همچنين برخي منابع خبري از فساد اخلاقي يك قاضي ديگر در استان كردستان گزارش داده بودند كه تنها مجازات ‏او، انتقال به استاني ديگر بوده است.‏

پيش از اين موارد نيز رسانه‌ها از موارد متعددي همچون رسوايي اخلاقي معاون وزير علوم، تعرض يک مقام ‏حراست دانشگاه سهند تبريز به يکي از دانشجويان دختر، بازداشت يک استاد دانشگاه در گيلان به اتهام فساد ‏اخلاقي، رسوايي اخلاقي رئيس دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد و بازداشت دبير ستاد انتخابات استانداري قزوين در ‏ماشين خود به خاطر رابطه غير اخلاقي و در وضعي زننده خبر داده بودند.‏

 

منبع

 

|+| نوشته شده توسط قلمدار در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387  |
Balatarin
 معاون دانشگاه زنجان و اموزش س ک س
 

زمان دانشجویی خودم هم از این مسایل در دانشگاه زیاد پیش می امد ولی کسی حرفی نمی زد چون مدرکی نبود ولی حالا ...

فیلم معاون دانشگاه و دختر دانشجو

 

 

|+| نوشته شده توسط قلمدار در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387  |
Balatarin
 تفریح خوبی بود
 

 

دفتر گوگل مستقر در انگلستان اعلام کرده که سياست دو اسمی بودن مکانهای محل مناقشه را تغيير نخواهد داد و خليج فارس و خليج عربی را توأمان در موتور جست و جویش قرار می دهد . اصلا معلوم نشد که چه کسی برای اولين بار توی دهن مردم انداخت که با جمع کردن ١ ميليون امضاء، گوگل نام خليج عربی را از موتور جست و جویش بر می دارد. اما روی هم رفته تفریح خوبی بود . حتی نخواستيم یک لحظه فکر کنيم که اگر نام یک خليج به بهای یک ميليون امضاء و یک بمب گوگلی، پارسی می ماند، همين عربهایی که با دلارهای نفتی شان زمين و زمان را می خرند، همان عربهایی که اگر گوشت هم را بخورند، استخوان هم را نگه می دارند، همانهایی که هميشه حقيرشان دیدیم، به راحتی خوردن یک ليوان آب، هم بمب گوگلی می سازند و هم ميليونها امضاء روانهء گوگل می کنند . اما برخلاف ما که هميشه روزی به فکر می افتيم که دیگر خيلی دیر شده و می خواهيم به زور امضاء و طومار و بيانيه کارمان را پيش ببریم، آن عربها که به خيال ما هنوز مشغول خوردن سوسمار هستند، از مدتها قبل فکرش را کرده اند. آن عزیزانی که امارات را کشورکی می خوانند با ٣٧ سال سابقه، که در برابر ملت چند هزار سالهء ما سهم خواهی می کند، اگر به جای خيره شدن به گذشتهء پر افتخار خود، قدری چشمانشان را باز می کردند، می خاورميانه است . آن هم درست در IT دیدند که پایتخت این کشورک، قلب روزگاری که در کشور عزیز ما ایران، داشتن اینترنت پر سرعت پایه های حکومت را می لرزاند . اگر آن روز که مایکروسافت و سيسکو و اوراکل و دهها غول دیگر دفتر خود را در شهر اینترنتی دبی افتتاح می کردند، ما به دنبال جمع آوری یک ميليون امضاء بودیم تا داشتن شهر اینترنتی را به عنوان حق مسلم خود از حاکميت طلب کنيم، اگر آ ن روز که قطعنامه های سازمان ملل تند تند عليه مان تصویب می شد و رئيس جمهور مان بشکن زنان آن را ورق پاره می خواند، با طومار نویسی به این آقا حالی می کردیم که دنيا دست کيست، امروز به گدایی در شرکت گوگل آمریکایی نمی رفتيم. اصلا چه کسی از طرف ایرانيان مسئول مذا کره با گوگل است؟ شرکتهای خصوصی با گردش ميلياردی ما در حال تأمين منافع گوگل و مذاکره با آن برای دفاع از تاریخ یک ملت هستند؟ یا اینکه دولت سراپا تحریم ما نمایندگان گوگل را به حضور پذیرفته؟ ساده لوحانی که گمان می کنند که گوگل با این همه کرده اند و با این همه روابط گستردهء IT سرمایه گذاری که اعراب در صنعت آنان با شرکتهای آمریکایی و داشتن قراردادهای ميليارد دلاری، می آید و طرف ایران سراپا تحریم را می گيرد، همان هایی هستند که در عصر انفجار اطلاعات، منابع قدرت را همچون گذشته در امکانات نظامی و نيروی انسانی و قدمت تاریخی می بينند . اما بيرون از حصار کشيده شده بر افکار ما ایرانيهای هميشه مدعی، عدهء قليلی بدون همهء اینها و با بهره گيری از امکاناتی مدرن که گویا ما را چشم دیدنش نيست، شرکتی با سابقهء کمتر از 10 سال را به بزرگترین معضل این تمدن چند هزار ساله تبدیل کرده اند . همان حضراتی که با دیدن کم نشدن روغن و برنج و شکر خانهء خود از بی اثر بودن تحریم سخن رانده اند، حالا با امضاء یک ميليون ایرانی غيرتمند، به در خانهء کسی می روند که با ١٠ سال سابقهء خود توان تحریم ٧٠ ميليون ایرانی و به سخره گرفتن یک تاریخ را دارد . خواجگان دربند نقش ایوان !سرچشمهء فلاکت امروز ما نه گوگل است و نه اعراب، که آنان پای بر منفعت خویش می کوبند. بلکه حاکمانی است که با مشتی خالی و به بهای نابودی همهء حيثيت یک ملت، به تمام دنيا دندانهای تيز خود را نشان داده اند. اگر به این گفته باور داریم، به جای گم کردن سوراخ دعا و دادن فحش و فضيحت به اعراب و دیگران، درصدی از این ناراحتی های خود را به کسانی نشان دهيم که با بضاعتی حقير به جنگ قدرتهای نو ظهور جهان رفته اند . و اگر باور نداریم، همچنان برویم طومار جمع کنيم و دم در سفارت امارات بست بنشينيم و از بام تا شام، این کشورک ٣٧ ساله و اعراب بی تمدن و گوگل ١٠ ساله را به دشنام بگيریم و در عين حال شادمان باشيم که هنوز نام این خليج در گوگل ٢ اسمی است و به انتظار روزی نه چندان دور بنشينيم که تنها نام موجود برای این خليج در جست و جوی گوگل، خليج عربی باشد

 

 

منبع 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط قلمدار در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  |
Balatarin
 سخنرانی آقای پالیزدار
 

 

   دكتر عباس پاليزدار، رئيس امور زيربنايي مركز پژوهش‌هاي مجلس روز شنبه 14 اردیبهشت 87 در جمع دانشجویان همدانی دست به افشای پشت پرده ی مفاسد اقتصادی کشور زد.

   عباس پالیزدار که از او به عنوان مشاور کمیسیون اقتصادی مجلس نیز یاد می شود، با بیان چگونگی دستیابی به پرونده های کلان مفاسد اقتصادی گفت: پس از انکه برای تحقیق و تفحص از قوه قضائیه ،در سازمان بازرسی مستقر شدیم ،پرونده های بسیاری را مطالبه کردیم اما قوه قضائیه اصل پرونده ها را به ما تحویل نمی داد، تا اینکه توانستیم به کدهایی دست یابیم و با رقمی بالغ بر 120 پرونده برخورد کردیم که به پرونده های کلان مفاسد اقتصادی مرتبط بود .

   وی ادامه می دهد، با تمام کارشکنی ها بالاخره توانستیم پرونده ها را بدست بیاوریم و ببینیم در کشور چه فجایعی اتفاق افتاده، وقتی مطالعه کردم روزها و هفته ها از موضوعات مطرح شده در پرونده خوابم نمی برد.

دبیر کمیته تحقیق وتفحص قوه قضائیه در جمع دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا به پرونده هایی که وی و گروه تحقیق و تفحص بررسی کرده اند، پرداخت و گفت: یک آقایی آمد گفت یک پسر معلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم در دل همان موسسه زیر نظر خودم باشد. موسسه را ثبت کردند. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم، نظام به ما برای این اقدام کمک کند. گفتند چه کمکی؟ ایشان گفت فلان معدن، سنگ مرمر دهبید فارس را بدهید به ما![دهبید بهترین معدن سنگ مرمردنیا و از منابع انفال جمهوری اسلامی ایران است]. بالاخره این اقدام انجام شد و معدن به ایشان واگذار شد. بعد از چند وقت گفت این کافی نیست! فلان معدن در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این آقا که از علماست و مردم پشت سرش هم نماز می خوانند ،چهار معدن را به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی تصاحب کرده!

در این زمان دانشجویان با اصرار فراوان از پالیزدار خواستند که وی نام این این شخص را بگوید. پالیزدار سرانجام تسلیم دانشجویان شد و گفت: آیت الله امامی کاشانی، استاد اخلاق و نمی دانم چه و چه که امام جمعه موقت تهران است.

نامزد "یاران احمدی نژاد"[پس از آنکه ائتلاف رایحه خوش خدمت یا حامیان رئیس جمهور به سه دسته منشعب شدند، پالیزدار به گروه یاران احمدی نژاد پیوست] در انتخابات شورای شهر تهران ، در ادامه افزود: رفتیم جلوتر دیدیم ، یک دانشکده ای را از مقام معظم رهبری اجازه تاسیس اش را گرفتند. آمدند نزد مقام معظم رهبری گفتند که می خواهیم یک دانشگاه علوم قضایی برای خواهران بسازیم در قم. با این توضیح که خواهران، به کارهای قضایی [اعم از بازجویی و بازپرسی و غیره] بانوان برسند. آقا هم استقبال کردند و مجوز تاسیس دانشکده را به این عده دادند.

بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی، نامه نوشتند به آقای نعمت زاده [وزیر صنایع دولت هاشمی رفسنجانی] مقام فعلی وزارت نفت که محبت فرمایید برای تاسیس دانشکده قضایی خواهران، کارخانه لاستیک دنا! را کارشناسی کنید جهت این دانشکده! از آنجا که موسسین دانشکده در دستگاه قضایی دخیل بودند، کارشناسان دادگستری ترسیدند و رقم کارشناسی کارخانه را 126 میلیارد تومان اعلام کردند، تا خوش بحال موسسین دانشکده شود. در حالی که قیمت واقعی ان بیش از 600 میلیارد بود. تازه 126 میلیارد شامل ویلاهای شمال، زمین های شیراز، پول نقد حساب کارخانه در بانک نمی شد. بعد دوباره همان آقا نامه نوشتند به نعمت زاده که محبت فرموده و تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت زاده هم که از ارث پدریش می بخشید نوشت 50 درصد تخفیف!

دوباره نوشتند محبت فرموده تخفیف دیگری منظور فرمایید! خلاصه بعد از 5 بار نامه نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از 126 میلیارد به 10 میلیارد و 300 میلیون رساندند. بعد دوباره همان آقا نوشتند که ما امکان پرداخت این پول را نداریم، نعمت زاده نوشت که 80 درصدش را به اقساط بلند مدت و 20 درصدش را هم نقدی بپردازد، باز گفتند 2 میلیارد هم نداریم نقد بدهیم! ما بررسی کردیم دیدیم انبارهای شرکت دنا، به اندازه کافی محصول دارد! 8-9 ماه مهلت می خواهیم تا اجناس انبار را بفروشیم و 2 میلیارد را بدهیم! نعمت زاده قبول کرد و نوشت سفته ای 9 ماهه به ما بدهید. دوباره گفتند پول هم نداریم سفته بخریم! نعمت زاده هم نامه نوشت برای محمدتقی بانکی، رئیس وقت سازمان صنایع ملی ایران، مبنی بر اینکه 23 میلیون تومان از صندوق برداشت کنید، سفته بخرید، بدهید به آیت الله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویل ایشان بدهید.

بعد از چند وقت هم دیدیم که کارخانه در بورس مطرح شد و فروخته شد به پشت پرده هایی که این ها را هدایت می کنند. کسانی مثل گنجی [منظور اکبر گنجی، فعالی سیاسی نیست.] صاحب کارخانه مهرام، صاحب تمام کارخانه های شرکت سرمایه گذاری بانک ملت، صاحب سرمایه گذاری های بانک صادرات است و ... این آیت اللهی که می خواستم نام شان را عرض کنم که برای یک دانشکده درخواست یک کارخانه کردند، این شخص آیت الله یزدی رئیس سابق قوه قضاییه [محمد یزدی در زمان ریاست بر قوه قضائیه این اقدام را انجام داد] دبیر فعلی جامعه روحانیت مبارز، و آقای محمد علی شرعی نماینده مجلس خبرگان از قم بودند.

مجددا آیت الله یزدی نامه نوشت؛ آقای فروزش، حمیدمان بیکار است، ترتیبی اتخاذ فرمایید تا از جنگل های شمال، جهت صادرات چوب بهره مند گردد! همان زمان آقای حمید یزدی مدیرکل حوزه ریاست قوه قضائیه بود! این کار هم انجام شد و جنگل های شمال به تاراج رفت. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی بازداشتگاه در شمال شد. کسی پرونده را به مردم لو داده بود، و گفته بود آقای حمید یزدی چوب های جنگل های شمال را می برند. خانواده شهدا اعتراض کردند، ما نمی توانیم برای نیازمان چوب برداریم اما اقای یزدی می تواند صادر کند؟ دیدند قضیه در حال لو رفتن است، بازداشت شدگان را آزاد کردند.

این ها اسنادش هست، همین جا، اگر لازم شد نشان می دهیم،چون دوستان وزارت اطلاعات گفتند اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادید.

عباس پالیزدار، دبیر و سخنگوی سابق خانه صنعتكاران، با بیان اینکه هر کارخانه ماشین سازی یک سری از ماشین های تولیدی اش بر اثر رعایت نکردن مسائل فنی و ایمنی دچار مشکلی یا شکستگی جک ها، نقص در بدنه و شیشه و همچنین خط خوردگی می شوند،[خودروهای کارشناسی شده] اظهار داشت: کارخانه های ماشین سازی موظفند این ماشین ها را با قیمت پایین و به صورت مزایده به مردم واگذار کنند اما غروی و مدیران قبلی ایران خودرو این کار را انجام نمی دادند و این ماشین ها را در اختیار دوستان خود قرار می دادند.

وی که مقالات با ارزشی از جمله رهبری و رفتارهای سازمانی؛ ناگفته هاي مديريت؛ عدم تحليل درست شرايط زماني و مكاني کشور؛ انقلاب اقتصادي ، درمان اقتصاد بيمار و فلج كشور؛ مشكلات توليدكنندگان با سيستم بانکی را به رشته تحریر در آورده، در ادامه اضافه کرد: ایران خودرو در اقدامی به تمام کارکنان قوه قضاییه یک دستگاه ماشین صفر کیلومتر را به عنوان ماشین کارشناسی شده تحویل داد، کارخانه ایران خوردو بدون هیچ ضابطه ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به نصف قیمت داد و بقیه اش را هم به اقساط که خیلی که ماشین به نامشان شد این قسط را هم نپرداختند. اما همین بذل و بخشش باعث شد صدای خیلی ها در بیاید.

مثلا یکباره بنیادی به نام بنیاد نهج البلاغه آمد گفت که اقا ما هم 500 تا ماشین با این تسهیلات می خواهیم. دوباره چند وقت بعد گفتند 517 خودروی دیگر نیز می خواهیم، حالا فکر می کنید چه کسان اعضای این بنیاد نهج البلاغه هستند؟ آقایان علی اکبر ناطق نوری، رفیق دوست ،عسگر اولادی، حسین دین پرور، معزی.

بعد از این ماجرا باشگاه پرسپولیس به سرپرستی عابدینی 2 هزار خودرو می گیرد.و بنیادی به نام "همگرایی اندیشه" هم صدایشان در آمد که آقا ما هم از این ماشین ها می خواهیم. لازم به گفتن است که بنیاد “همگرایی اندیشه” متعلق به حجت الاسلام فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و ایت الله علم الهدی [امام جمعه بسیار معتقد و نگران اسلام مشهد] است. تعاونی وزارت کشور 2000 دستگاه، تعاونی صنایع وزارت دفاع فلان قدر، موشک کروز فلان قدر، یک لیست 20-30 عنوانه، ماشین دریافت می کنند اما به اسم کارشناسی، اما در واقع غیر از تعدادی از سری اول همه ماشین های صفر کیلومتر سالم.

شروع با ماشین کارشناسی بود اما بعد ماشین های صفر کیلومتر را دادند به آقایان. ماشین پرشیایی 17 میلیونی را با بهای 8-9 میلیون تومان می دادند به آقایان از دم قسط، آن ها هم چون ماشین به نام شان شده بود، چند قسط را پرداخت می کردند و مابقی را بیخیال می شدند.

اما ماجرا کجا مشخص شد؟ بالاخره این ماشین های کارشناسی شده، که طبق مدارک باید فروخته می شد و در واقع ماشین صفر کیلومتر جای ان تحویل داده شده بود، باید فکری به حال شان می شد. چون طبق اسناد اینها یعنی ماشین های کارشناسی را به نصف قیمت داده بودند و نمی توانستند بگویند که ماشین کارشناسی داریم. آمدند ماشین خراب و کارشناسی شده را بعنوان صفر دادند به مردم. شما حتما بین نزدیکانتان کسانی را می شناسید که خودروی صفر تحویل گرفتند اما هنوز راه نرفته که مشکل پیدا می کند، داخلش درب و داغان است، خط خوردگی دارد و مواردی از این قبیل.

رئیس دفتر ادبی ،مدیر فروش وقت ایران خودرو، در سازمان بازرسی اعتراف کرد که ادبی به من گفت ماشینی را ببرم بدهم به آقای ایکس از معاونین سازمان بازرسی، برای اینکه ماشین جز موارد کارشناسی شده به حساب آید، یک برف پاک کن اش را بشکنم و یک برف پاک کن سالم بگذارم در ماشین!

ببینید با مردم چگونه بازی می کنند. مردم صدایشان درامد. صاحبان 1300 خودرو دنبال مطالباتشان رفتند. رفتند شکایت سازمان بازرسی، سازمان بازرسی هم گفت ای بابا این همان پرونده ای است که ما خودمان گند زدیم. نه می توانیم باز کنیم پرونده را نه ببندیم. بدلیل شاکیان زیاد( 1300-1400 نفر)، مجبور شدند پرونده را ادامه بدهند، پرونده را می برند جلو، همه چیز رو می شود، مسئولین ایران خودرو میایند می گویند به چه کسانی تحویل دادیم و پرونده ماست مالی می شود.

پالیزدار تاکید کرد: من در مقابل شهید باکری ها، همت ها، زین الدین ها مدیونم و نمی توانم سکوت کنم.

پالیزدار در بخش دیگری از سخنان اش با بیان اینکه رئیس جمهور در برخورد با مفاسد اقتصادی با هیچ کس تعارف ندارد اظهار داشت: وقتی گزارشهایی مبنی بر تخلف برادر ریس جمهور به عنوان بازرس ویژه به رئیس جمهور می رسد ،احمدی نژاد فوراً او را بر کنار می کند که بعداً مشخص می شود این گزارشها بی پایه و اساس بوده است که این اقدام رئیس جمهور می تواند امتیاز بزرگی برای ملت ایران باشد.

وی گفت : مورد دیگر، دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آیت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به آقازاده واعظ طبسی است.

پالیزدار که با سؤال های متعدد دانشجویان در خصوص بیشترین مفاسد اقتصادی کشور و اینکه چه کسانی در این رابطه دخیل هستند مواجه شد، گفت: اگر بخواهم فقط چند پرونده کوچک مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید که چه مصیبتی کشور را گرفته که داد رهبر راهم درآورده است.

وی ادامه داد: وقتی طی 16 سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شد و مدیران به دادگاه معرفی شده و دادگاه حکم 5 ریال 10 ریال برای متهمان داده، می فهمید چه مصیبتی بر سر کشور آمده است.[بخش مشترک در سخنرانی دانشگاه همدان و شیراز در هفتم خردادماه]

پالیزدار با بیان اینکه بیشترین مفاسد اقتصادی طی 16 سال گذشته صورت گرفته است اظهار داشت: نمی خواهم بگویم، قبل از آن وجود نداشته، اما در این 16 سال سرعت بیشتری به خود گرفته است. این افراد فاسد که عمدتاً از سران هستند یک شبکه فامیلی مفاسد اقتصادی درست کرده اند که متلاشی کردن و پاره کردن این مفاسد بسیار سخت است.

وی ادامه داد: متأسفانه در دولت نهم هم افرادی به عنوان مفسد وجود دارند که آنقدر قدرت دارند که از دست احمدی نژاد هم کاری ساخته نیست.

شما نگاه کنید، که اقای احمدی نژاد چقدر جلوی پا